لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸٢/۱۱/۱٤
  ... نظرات() 

سلام  امام زمانم

بعد از يک هفته سرماخوردگی امروز بهترم. ۲ روز از کلاسهام عقب افتادم.

مهم نيست خودم ميرسونم.

ديروز عيد قربان بود، ولی

پريروز هم روز عرفه بود، ولی

ادامه نميدم. خودتون ميدونين .

فقط اينجا مينويسم تا بدونين ، فهميدم کار بدی کردم.

امام زمان تازگيا خيلی دور شدم. ازتون دور شدم. در عوض به هيچ چی نزديک نشدم.

حال و روزم فرق کرده هم بهتر شده هم بدتر.

يه خورده آرامش پيدا کردم اما از طرفی....

 يه چيزی تو دلم گير کرده

يه چيزی ميخوام

احساس کمبود محبت ميکنم.

هيچ کس من دوست نداره. ديگه برای هيچ کس مهم نيستم. اگه بميرم هيچ اتفاقی نميافته.شما هم که ديگه دوسم ندارين. ديگه حواستون به من نيست.

ميدونم که نيست.

دلم گرفته.شاد نيستم. بايد مطمئن بشم. بايد از يه چيزی مطمئن بشم.

امام زمان الآن من دارم ۴تا کارمهم تو زندگيم رو با هم انجام ميدم. ديگه توان ندارم.نميتونم همه رو با هم.

ولی ميگن  بايد.بايد.بايد. بايد همه رو با هم انجام بدی. ولی من ميدونم که نميشه. زجر ميکشم.

باز هم ازتون کمک ميخوام. دفعات پيش در اين زمينه هيچ کمکم نکردين. اين دفعه رو نميدونم ولی  اميدوارم

به کمکتون اميد دارم. نا اميدم  نکنين.

 اللهم عجل لوليک الفرج