لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸٢/٢/۳۱
  ... نظرات() 
سلام امام زمان
پس چی شد؟
عيدی من چی شد؟
البته عيدی من (که خودتون ميدونين چيه!) يه خورده وقت داره.خلاصه امام زمان امروز خبر خوبی شنيدم که مربوط ميشه به عيديم. ديگه من عاجزانه ازتون ميخوام که عين اونها به منم از اون عيديهای خوب بدين. به خدا زندگيم زير و رو ميشه. از اين بی تکليفی راحت ميشم.
کمکم کنين.

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸٢/٢/٢٩
  ... نظرات() 
سلام امام زمانم
خوبين؟
من که امروز واقعا خوشحالم!
چرا؟
چون امام زمانم خوشحالن. چه خوشحالی از اين بالاتر؟
امام زمان ميلاد جدتون رو تبريک ميگم.
خوب من منتظر عيديم هستم. معمولا بزرگتر ها به ما کوچيکتر ها عيدی ميدن.
شما هم که بزرگ عالم هستين. پس بايد به ما يه عيدی درست حسابی بدين.
من منتظرم ها. اگر به من عيدی ندين آبروم ميره ها. اونوقت همه ميگن اين وبلاگش چاخانه.
و اما عيدی!!
به نظر من بايد از هر کسی در وسع خودش انتظار داشت.
پس ........

۱۳۸٢/٢/٢٤
  ... نظرات() 
تا حالا شده که از روز جمعه وحشت داشته باشين؟
خيلی دارم سعی ميکنم که خودمُ‌ برای جمعه موعود آماده کنم.
کسی تا حالا فکر کرده چکار ميشه کرد که ۵شنبه شب ها با خيال راحت خوابيد؟
نميگم ناراحت ميخوابم.. نه
اما يه چيزی تو درونم هست که منُ نگران ميکنه.
اونم آگاهی نداشتن از اينه که جمعه موعود چه رنگيه؟
اون جمعه‌يی که قراره بياد چه شکليه؟
چی ميشه؟ چی نميشه؟
ميدونين چيه؟‌ميخوام بگم که کم نيستن آدمهايی که برای فرج مولاشون دعا ميکنن، اما...........
کارشون يه اشکالی داره (همشون نه ها !‌)
اشکالش اينه که از ته ته ته دل دعا نميکنن !
چرا؟
خوب معلومه ، يه نوع ترس دارن
چرا ترس؟
آدم وقتی نسبت به هر چيزی آگاهی کافی نداشته باشه،‌ نسبت به اون چيز ترس پيدا ميکنه.
چرا آدمها از تاریکی میترسن؟ چون به اطرافشون آگاهی و تسلط ندارند.
چرا بعضیها از بهشت جمعه ها میترسن؟ چون آگاهی کافی ندارند.
پس بیایم یه خورده سطح اطلاعات خودمون رو از عصر ظهور بیشتر کنیم
این طوری دل اماممون رو ،‌ دل پیغمبرمون رو،‌دل حضرت فاطممون رو،‌ شاد کردیم
حدیث داریم که شاد کردن دل مومن در آخرت ،‌برامون نور میشه.. حالا چه شود اگه دل امام زمانمون رو شاد کرده باشیم.
بیاین بریم تو حیاط تا زیر آسمون پر ستاره ای که ممکنه همین الآن مولامون بهش چشم دوختهُ‌ انتظار فرجش رو میکشه فریاد بزنیم:

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸٢/٢/٢۱
  ... نظرات() 

امام زمان چطورين؟ حالتون خوبه. آقا اين روزها همه جشن می گيرن. ميدونين چرا؟ همه می خوان يه جوری دل شکسته حضرت زهرا و علی رو شاد کنن. بعد از اون همه مصيبت که بعد از شهادت پيامبر کشيدن. امام زمان من هم تنها به اميد اينکه يه لبخند رو لبهای آسمانی شما گذاشته باشم شادی می کنم. بشکن می زنم. آواز می خونم. بالا پایین می پرم. خدا يا هر چی دشمن امام زمانه که هدایت نمی شه ايشاالله نابود بشه. خدايا اوناييکه هزاران سال پيش کاری کردن که هنوز اشک تو چشمای امام زمان ما حلقه می زنه رو لعنت کن. خدا چرا ما باید تقاص این آدمای بدرو پس بدیم؟ خدا تو امام زمان رو بفرست من قول می دم ازش مواظبت کنم. خدا خدا ...
امام زمان کی میای؟
سوده ش۲

۱۳۸٢/٢/٢۱
  ... نظرات() 
سلام امام زمانم.
الحمدلله به سلامتی مسافرهای ما هم اومدنُ‌ ، کارايی که رو دوشم بود، کمتر شد.
سعی ميکنم بيشتر بنويسم.اما از طرفی هم گير کلاس تافل هستمُ درس ميخونم.
از طرفی نميدونم ، خونه زندگيمُ‌ببندم يا نبندم؟
راستی الآن داشتم نوشته های روزهای جدايی از همسرم رو ميخوندم.
اينکه چقدر کلافه بودمُ‌ چقدر شما رو کلافه کرده بودم
خدا رو شکر که تموم شد.
میدونین کلا انسانها عاشق سفر هستند، ولی آخه سفر داریم تا سفر!!
سفر به تنهایی / سفر اجباری / سفر طولانی/ یا سفر تفریحی
امیدوارم که دیگه از این مدل سفرها سراغ من و همسرم نیاین.
امام زمان برام دعا کنین که سفر بعدی رو با هم بریم، وگرنه من دوباره گلافه میشمُ‌ کلافتون میکنم.

دارم خودم برای رفتن باهاش آماده ميکنم. يعنی آماده کردم... نکنه کارم درست نشه و من دوباره...........
وای اصلا حرفشم نميخوام بزنم.
خوب بريم سر اصل مطلب:
امام زمان
پريروز جمعه بود
۵ روز ديگه هم دوباره جمعست
اسم جمعه که مياد يه جوری ميشم.
خوب چيزی نميخوام بگم
فقط ....
ما رو فراموش نکنین دیگه
جمعه رو هم فراموش نکنین
روز قشنگیه برای خیلی کارها

اللهم عجل لوليک الفرج


۱۳۸٢/٢/٢٠
  ... نظرات() 
۱۳۸٢/٢/۱٥
  ... نظرات() 
سلام امام زمانم
احوال شما؟؟؟
عیدتون مبارک باشه
انشاء الله که آخرین محرم و صفری بود که تنها بودیم. سال دیگه هممون میایم کربلا. حلقه میزنیم دورتون ..به به چه حالی میده.
دلم لک زده برای کربلا... هنوز اون گنبد طلایی جلو چشمامه..اون پرچم خوشگل قرمز
اون در چوبی گُنده
یادش به خیر اون سحر هایی که برای نماز صبح بلند میشدیم می اومدیم حرم امام حسین... ولی با
در بستهمواجه ميشديم.
ميگفتن صبر کنين تا اذان بگن بعد درها باز ميشن.. هنوز مزه اون شيرينی انتظارزير زبونمه..خوابالو خوابالو باید صبر میکردیم تا این نامردها درُ‌باز کنن.
بعد که باز میشد وای وای.... در يک چشم به هم زدن ميديدی که تو صف نماز جماعت وايسادی ُ‌داری الله اکبر ميگی.
بعد از نماز هم يه زيارت حسابی ميکردیم و هر چی ميخواستیم زير اون گنبد طلاييت ميگفتيم و با دلی پر از شعف با پای برهنه ميرفتيم به.........
کجا؟؟؟ کجا؟؟؟ اصلا اونجا جا نبود که
بهشتبود.
يه دنيای ديگه بود
يه دنيای رويايی که حتی توی خواب هم نميتونی اين همه زيبايی رو ببينی
يا ابو فاضل يا ابو فاضل
فرياد يا ابوفاضل بود که میتونست مانع از گم شدن افراد گروه بشه
آهان راستی ۲ تا پرچم سیاه کوچولو هم دستمون بود.
آره ميگفتم . پا برهنه بين الحرمينُ طی ميکرديم
من همش ميترسيدم چيزی بره تو پام.... اما نرفت!! برام عجيب بود.
ذوق زده شده بودم ..هر چی از اين گنبد دورتر ميشديم به اون يکی نزديکتر ميشديم..
اين يکی يه جور ديگه بود...
من که خيلی دوستش داشتم. ۴ تا مهتابيه سبز توی مقبره روشن بود.
با اينکه من تو صحرای کربلا نبودم.. اون زمانُ‌ درک نکرده بودم. اما انگار خيلی خوب حضرت ابوالفضل رو ميشناختم.. بعد فهميدم که انگار نه...
اين خاصيت اين بزرگواره که با همه يه حس نزديکی عجيبی داره
انگار کلی منُ‌ميشناسن... انگار من کلی وقت باهاشون بودم..
در حاليکه من مال اين قرن بودمُ‌ ايشون مال صحنه کربلا
نميدونم چی شد که يهو بی ربط اين همه از سفر کربلام نوشتم؟
اما تکرار اين خاطره ها هم برام يه سفر ديگه بود.
يادش به خير اون روزی که از حرم برميگشتيمُ‌ سر راه من يه بستنی قيفی خوردم... حالا بگين چرا بستنی تو ذهنم مونده؟؟
چون رنگش سبز بود.
خدا امام زمان امام حسين ابوالفضل عزيزم ..
ميخوام...من بازم کربلا ميخوام...چی کار کنم؟
دعا؟
باشه دعا ميکنم که هر چه زودتر تکليف عراق و ايران و آمريکا معلوم بشه.

چون ميدونم عشاق زيادن.. يکی دوتا نيستن! به اميد آن روز
اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸٢/٢/۱۱
  ... نظرات() 

اگر مرا رها کنی ــــ تو را رها نمي کنم
سر از سرم جدا کنی ــــ ز تو جدا نمی شوم



امام حسن (ع) در گوش مادر خود گفت:
چه ميشد گر مرا مادر از آن کوچه نمي بردی؟
من از غصه نمی مردم ـ تو هم سيلی نمی خوردی


سلام امام زمانم.
اومدم تا شهادت عزيزانتون رو بهتون تسليت بگم.
هر سال تنهای تنها این روزها رو سپری کردین. تنها عزاداری کردین...
یا نه!!!من اشتباه میگم..این ما هستیم که تنهایی عزاداری کردیم
به شوق دیدنت ای گل رفتم به هر مراسمی
گفتم حتماً شما هم هستین دیگه
و صد البته که بودین
اما من، ما، همه ... لیاقتم خوب چیزیه که من ندارم.
فقط با اشک ریختن کمی از گناهانمون شسته شد ( اگه شده باشه)
مگه این چشمها توانایی دیدن تو رو دارن؟؟

با خودم فکر میکنم که بالاخره کی؟؟؟؟
کجاست آن روزی که تو را خواهم دید؟
چه خواهم کرد در لحضه وصل؟
کدام سو خواهم رفت؟
کدام لباس را خواهم پوشید؟
و ........
هزاران سوال دیگه!


۱۳۸٢/٢/۸
کشف من ... نظرات() 
سلام
احوال شما؟
راستش من يه خورده با تایپ فارسی مشکل دارم ولی ظاهرا چاره ای نيست بايد بسازم.
باشه ميسازم.
آهان امروز ميخواستم يه سايتی رو بهتون معرفی کنم. به نظرم خيلی توپ اومد.
يعنی خيلی به درد بخوره. مخصوصا برای ما دانشجوها که مثلا وقت خريد کتاب نداريم.
اين سايته کتاب رو مياره دم خونه تحويل ميده با قيمت پشت جلد.. عاليه به خدا.
من که بهشون سفارش دادم از کارشون خيلی راضيم.گفتم شما ها هم بدونين شايد روزی به دردتون خورد.
آدرسش هست:

www.iran-books.com
www.avicennabooks.com


برای سفارش دادن هم يا با اين شماره تماس بگيرين: ۸۵۰۳۲۳۳
يا به اين آدرس ايميل بزنين:


info@avicennabooks.com



حالا به اين سايته يه سر بزنين چون من ديدم غير از کتاب چيزای ديگه هم داشتم که يادم نيست.
خوب اينم از آخرين کشفيات من
التماس دعا دارم از همه شما خوبان
اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸٢/٢/٦
  ... نظرات() 
سلام خدمت دوستان عزيزم.
بابت دير نوشتنم معذرت ميخوام. ديگه اربعين بود و ...
عذاداري هاتون قبول باشه.
ولی ناراحتم از اينکه چرا بعضی ها بی خيال همه چيزن؟
انگار نه انگار که روز اربعينه!!!
نشسته تو خونه و داره صدای آواز خودشُ ظبط می کنه!!!واقعا ًجای تاسف داره!
دلم سوخت.. خيلی دلم براش سوخت که چرا هنوز بعد از 28 سال شيرينی شرکت در مراسم امام حسينُ درک نکرده!
با خودم نشستم فکر ميکنم که جريان چيه؟
آيا اين خودمونيم که ميريم ؟
يِا واقعاً پس پرده خبرهايی هست؟
يعنی اينکه حقيقتاً چی باعث ميشه که يه نفر بره روضه شرکت کنه و يکنفر به کارهای روزمرش رسيدگی کنه؟!

اینم بخونین .

ذره پروری

ای دلبری که بر همه دلبران سری
کو در تمام دهر نظير تو دلبری؟

هر ذره ای است ريزه خور خوان جود تو
مانند تو نديده کسی ذره پروری

گويم به خاک زير قدوم تو: ای نگار
شکر خدای کن؛ که تو ازعرش برتری

قدر تو را کسی نشناسد مگر خدای
حسن تو را، به غير خدا، کيست مشتری؟

بنگر که در غياب تو از شرق تا به غرب
طغيان نموده است ز هر سو ستمگری

خون جگر غذای محّب تو تا به چند؟
تا کی به دوستان تو دشمن بود جری؟

بشنو صدای ناله دلدادگان خويش
گويند يکصدا همگی: "يا ابن العسکری(عج)"