لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸٢/٧/٢٦
  ... نظرات() 

سلام.

ناراحتم از دست خودم.

باز هم لياقت نداشتم اين جمعه امام زمانم رو ببينم.

من که دلم حسابی گرفته.

خدايا .......

پروردگارا.........

برسان.....ظهور ولی نعمت ما را برسان...

اللهم عجل لوليک الفرج

 

۱۳۸٢/٧/٢٢
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم

برای ميلادتون متنی رو نوشته بودم ولی با مشکلات پرشين بلاگ نتونستم اون رو روی وبلاگم بزارم.

مهم نيست. چون مهم اين بود که شما بخونين که خوندين.

اين نيمه شعبان هم گذشت اما هنوز جمعه نيامده.

من و هزاران هزار نفر ديگه بی صبرانه اين جمعه را انتظار ميکشيم تا ببينيم آيا خدا به آه دل ما توجهی کردند يا نه؟

تا چه پيش آيد.....

اللهم عجل لوليک المولانا امام زمان ( عج)

 

۱۳۸٢/٧/٢٠
  ... نظرات() 

بيقرار توام و در دل تنگم گره هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بين من و تو فاصله هاست

۱۳۸٢/٧/۱٥
  ... نظرات() 

سلام امام زمان

خدا رو شکر از وقتی که باهاتون درد دل کردم، حال و روزم بهتر شده.

نا اميديه شديدی داشتم ولی کم کم به لطف شما دارم اميدوار ميشم به آيندام.

من اومدم تا دوباره ازتون معجزه بخوام.

من يک بار اين راه رو امتحان کردم و جواب داد، پس حتما امکانش هست که دوباره اين اتفاق بيفته!

دفعه پيش برای امتحان تافلم معجزه خواستم و شد. حالا هم برای ...... معجزه ميخوام.

درست نميدونم که اينجا اون کلمه رو بکار ببرم.

شما که ميدونين چی ميخوام، پس منتظرم.

همسرم ميگن: يه عهدی با امام زمان ببند، يه قولی بده.

باشه.

امام زمان عهد ميبندم که اگه گره از اين مشکله من باز شد، يه وبلاگ هم به زبان انگليسی براتون بنويسم. و قول ميدم تا اونجايی که ميتونم در راه شما خدمت کنم.

اين کاری که ميخوام برام انجام بدين، برای شما آسونه، هيچ کاری برای شما سخت نيست.

منم از خدا ميخوام کمکم کنه و در وفای به عهدم به شما چيزی کم نذارم.

نميدونم چرا اشکم در نمياد؟

چرا خواهش و تمنام اينقدر ساده شدن؟!!!

برای تافل من زار ميزدم و ازتون کمک ميخواستم ولی الآن نه.

فکر ميکنم دليلش اين باشه که اون موقع مطمئن نبودم که کمکم ميکنين يانه؟

ولی حالا حتم دارم، گمانم به يقين پيوسته، که در اين راه حتما معجزه ميکنيد و کمکم خواهيد کرد.

همه چيز تا ۲ هفته ديگه معلوم ميشه.

با قلبی مطمئن و روحی آرام به آينده ام می انديشم.

خدايا ظهور ولی نعمت ما را برسان

آمیـــــــــــــن

 

۱۳۸٢/٧/۱٤
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم

ديروز چيزايی شنيدم که حسابی تکونم داد.

خبر از خيلی خيلی خيلی نزديک بودن ظهور شما بود.

بی اختيار اشکام سرازير شدند و مقدمه ای شد که بتونم حسابی باهاتون درد دل کنم.

چه لذتی داشت با تو سخن گفتن.

چه حالی کردم وقتی به گوشه آسمون خيره شدم و احساس کردم دارين نگاهم ميکنين .

اول از همه صداتون زدم. ازتون خواهش کردم برای ۵ دقيقه فقط و فقط حواستون به من باشه. به حرفهای من.

بعد احساس کردم روتون به طرفه من شد.

بعد حس کردم منتظر شنيدن حرفهام هستين.

منم شروع کردم. از غصه هام گفتم.

از مشکلات زندگيم گفتم.

همه رو با يه لبخند جواب دادين.

بهتون گفتم امام زمان شنيدم ظهورتون خيلی نزديکه.

بعد حس کردم که اشک گوشه چشمان امام زمانم جمع شد.

هم ناراحت شدم که چرا ناراحتشون کردم، هم خوشحال شدم که بالاخره اين انتظار طولانی که اول از همه برای خود امام سخت بوده، داره کم  کم تموم ميشه.

از امام زمان پرسيدم اگه شما فردا صبح يا همين جمعه ظهور کردين، من بايد چکار کنم؟ کجا برم؟

چطوری خودم رو سريع برسونم به مکه؟

اگه ميتونستم مکه برم که تا حالا رفته بودم.

از امام زمان پرسيدم اگه شما ظهور کنين زندگيه ما چی ميشه؟

همه برنامه ها به هم ميخوره. ما داريم ميريم سفر. ميخوايم درس بخونيم.

بعد احساس کردم که امام زمان ميگن: اينکه تا الآن کار رفتنتون جور نشده ماله اينه که من ميخوام ظهور کنم.صبر داشته باشين.

گفتم: چشم.

گفتم امام زمان من از يه نفر دلخوری دارم، ميخوام برم همه چيز براش بگم. ميدونم که از دستم ناراحت ميشه.

گفتن: خوب اگه ميدونی ناراحت ميشه نگو.

گفتم آخه ۴ سال ريختم تو خودم، جيک نزدم، ولی ديگه نميتونم تحمل کنم.

گفتن: يه خورده ديگه تحمل کن، من دارم ميام خودم همه چيزُ  برات درست ميکنم.

يه چيز ديگه هم بهشون گفتم. گفتم :

امام زمان شما به من نا محرم هستين. الآن که در غيبت هستين من خيلی راحت ميگم دوستون دارم. خيلی راحت ميگم قربون اون چشمهای خوشگلتون، ولی پس فردا که ظهور کردين که نميتونم رو در رو بهتون اين حرفها رو بزنم،‌

پس از الآن ميگم خيلی خيلی دوستون دارم،‌چون تموم زندگيمُ از شما دارم. سلامتيم رو از شما دارم. روزيمُ از شما دارم. دستتون درد نکنه.چقدر شما مهربونين.

خدا کنه که هر چه زودتر ببينمتون.

اللهم عجـــــــــــــــــــــــل لوليک الفرج

 

۱۳۸٢/٧/۱٢
  ... نظرات() 

سلام خدا

سلام امام زمان

به جای اين که اين روزها همش خوشحال باشم و برای برپايی جشن شما از اينجا به اونجا برم، همش کنج خونه نشستم و غصه ميخورم.

دلم شکسته

احساس ميکنم وسط زندگيم گير کردم

احساس ميکنم نه راه پيش دارم نه پس

احساس ميکنم بايد اونقدر صبر کنم تا بپوسم

بايد اونقدر منتظر سرنوشت و آيندم بشينم تا موهام سفيد بشه

به جايی رسيدم که ديگه کاری از دستم بر نمياد

جز خوردن و خوابيدن و خودم رو زنده نگه داشتن

به اميد آينده

به انتظار نشسته ام

رهايی خودم از اين وضعيت زندگی رو در ظهور تو ميبينم

بيا

اللهم عجل لوليک الفرج