لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸۳/۳/٢٦
  ... نظرات() 

سلام

واقعا خوشحالم که مسابقه طرفدار پيدا کرده. شايد اين باعث بشه که من بيشتر بنويسم.

خوب ۲ دوست عزيز ديگه نيز شرکت کردند.

۲-گر به همه عمر خویش ، با تو بر آرم دمی ... ... ... حاصل عمر آن دم است ، باقی ایّام رفت .

۳-ای قلم سوزلرینده اثر **** آشنادن منه خبر یوخ &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&& گلدی بو جمعه ده گشدی الله ********** فاطمه یوسفیندن خبر یوخ

منتظر شرکت بقيه دوستان نيز می مونم.

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸۳/۳/٢٤
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم.

گيجم

منگ

خراب

له و لورده

بگذريم.

اول از همه از آقای انصاری تشکر ميکنم بابت پيشنهادشون . دوم اينکه ابراز شرمندگی ميکنم بابت لينک ندادنشون و همين جا قول ميدم اين کار و در اولين فرصت انجام بدم.

پيشنهاد برگزاري مسابقه بود و خودشون هم به عنوان اولين شرکت کننده جلو جلو شرکت کردند . دستشون درد نکنه.

موضوع مسابقه:

۱ جمله ۱ لحظه با امام زمان

شرکت کننده اول:( آقای انصاري )

يا مهدی همه دوست دارند تو را ببينند ؛ ولی من دوست دارم تورو ديدم بتونم چيزی بگم و خجالت نکشم.

 

 

جملات شما نيز در اينجا درج خواهد شد و به برنده ..........

بعدا ميگم.

در مورد نماز صبح هم از همه دوستانی که من راهنمايی کردند تشکر ميکنم. دعا يادتون نره .

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸۳/۳/۱۸
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم

اول از همه ممنونم به خاطر قوت قلبی که بهم دادين. ديگه نه از زلزله ميترسم نه از مردن.

شايد به خاطر اين باشه که من باور کرده بودم زلزله مياد و ميميرم ولی حالا که ديدم نيومد کلی آروم شدم. کم کم دارم اميدوار ميشم به زندگی. البته گفته شده تا سه شنبه امکانش هست.....

خوب از زلزله بگذريم.

امام زمان امروز صبح وقتی داشتم نماز ميخوندم نظرم به اين مساله جلب شد که....

اول مقدمه سازی:

با يه نفر صحبت ميکردم که از نظر من آدم خيلی معتقد و سفت و سختی نبود. اهل نماز و روزه بود اما بی حجاب و بی بند و بار بود.

ازش پرسيدم نمازهاتو مرتب ميخونی؟ گفت: آره

گفتم نماز صبح چی؟ گفت آره

گفتم صبحها خسته نيستی؟ راحت بيدار ميشی؟ مشکلی نداری؟

گفت : نه بابا . من عادت دارم صبح زود بيدار ميشم. احساس خواب آلودگی هم نميکنم.

اينُ که گفت تو دلم يه جوری شدم. آخه ...

من... من...

امام زمان شما که شاهدين من صبح ها به چه فلاکتی از جام بلند ميشم.

اغلب اوقات بيهوشم. شوهرم ميگه هر چی صدات ميکنم بيدار نميشی. انگار مُردی!

روزا بهش ميگم چرا برای نماز من بيدار نکردی؟ ميگه:من صدات نکردم؟!!!‌مگه زنده بودی؟ اگه زنده بودی که صدام ميشنيدی!!

امروز صبح وسط نماز تا تونستم خميازه کشيدم. اصلا نفهميدم چی خوندم!

آخه اينم شد نماز؟ همون جا ياد حرفهای دوستم افتادم. همون جا ياد خدا افتادم.

به خدا گفتم : خدا يعنی من و دوستم در نظر شما در يک جايگاه قرار داريم؟ يا شما با آدمها بر اساس تواناييشون بر خورد ميکنين؟

نکنه شما به اون يه لطف و نظر خاصی دارين که صبح ها راحت بلند ميشه؟

نکنه من بيشتر دوست دارين و ميخواين با سختی نماز بخونم. اجرم زياد تر بشه؟

خلاصه گيجم ديگه؟ من که سر از کارهای خدا در نميارم. به همين خاطر اومدم خدمت شما. امام زمان بهم بگين راز کار چيه؟

من وضعيتم چجوريه؟

کجای کارم خلاصه؟

خوشحال باشم يا ناراحت؟

ولی اينجوری نماز صبحهامُ از دست ميدم.

به خدا من ميخوام بيدار بشم اما نميشم.

چی کار کنم؟

کمک امام زمانم

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸۳/۳/۱۳
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم

نميدونم چه حال و روزی دارين؟

به هر حال شما حتما خبر دارين که تهران زلزله مياد يا نه؟

پيشگوييهايی شده.درست يا غلط بودنش من نميدونم.

ولی احتياط شرط عقله.

ديروز کمی با خودم فکر کردم. گفتم اگه واقعا قرار باشه هفته ديگه اون زلزله وحشتناک بياد تکليف ما چی ميشه؟

اول از همه ياد مردن افتادم

کلی ترسيدم.

اگه آرزوها و آمال و کنار بزارم هزاران کار جدی انجام نشده دارم.

 من اصلا آماده مرگ نيستم. هزاران توبه باقيمونده دارم.

چقدر نماز قضا دارم . چقدر امانتهای مردم پيشمه.

يعنی وقت اينقدر کمه؟

شايد اگه ۷۰ سالم بود بيشتر آماده بودم. شايد به خاطر جوون بودنم کار امروزم به فردا انداختم. من حتی در توبه کردن هم سهل انگاری کردم. گفتم بعدا بعدا.

ولی الان که احساس ميکنم شايد ۲يا ۳ روز ديگه بيشتر وقت نداشته باشم حال بدی دارم. هی خودم ميزنم به اون راه. ميگم شايدم زلزله نيومد. شايدم اومد و من نمردم. ولی...اگه بياد چی؟

اصلا زلزله بخوره تو سر من.. اگه امروز رفتم زير ماشين و مردم چی؟

نه نه.. اينطوری نميشه. چون من هر روز صدقه ميدم. هر روز برای سلامتی امام زمانم صدقم ميدم. پس زير ماشين نميرم.

پس دوباره زلزله.....

يعنی ميشه؟

ای خدا. امام زمان.....

کمک

بابا من هنوز آماده نيستم.

حالا اين يه طرف قضيه که داره اذيتم ميکنه و اما طرف ديگه اينه که..

امام زمان اين همه ما اللهم عجل لوليک الفرج گفتيم. اين همه تو شادی و غمتون شريک بوديم. اين همه گريه کرديم. زديم تو سر خودمون که بياين و ما هم شما رو زيارت کنيم. پس چی شد؟

همه آرزوها بايد با يه زلزله از بين بره؟

يعنی ما چه آرزوی ديدن شما رو ميکرديم چه نميکرديم ( عين بعضيها که نکردند) سرنوشتمون اين بوده که شما رو نديده با زلزله بميريم؟

نه نه..

نميتونم اين قبول کنم. شما مهربونتر از اين حرفها هستين. خيلی مهربونتر.

زلزله درسته که آيتی از سوی خداست. درسته که هر از گاهی مياد تا ما رو به خودمون بياره. ولی ميخوام اين بگم که امام زمان به خدا من يکی که به خودم اومدم. حسابی ترسيدم. حسابی ياد مرگم افتادم. تو رو خدا نذارين تهران زلزله بياد. شايد حرفام براتون مسخره به نظر بياد. شايد کسانی که وبلاگ بخونن بهم بگن چه آدم ترسويی....

ولی برام مهم نيست. مهم اينه که اومدم ازتون خواهش کنم. تمنا کنم زلزله نه

الآن نه. اول شما بياين بعد زلزله.

تو عمرم هميشه آرزم داشتم روزی ميرسه که با ظهور شما دماغ همه منکرينتون به خاک ميماليم . هميشه تو دلم پشتم به روز ظهورتون گرم بود. هميشه ميگفتم يه روزی هم مياد که ما سواری کنيم. هميشه اميد داشتم که مياين.

ولی چه دير....

نميدونم ما ميريم يا نه؟

نمی دونم شما کی مياين؟

ولی اگه اومدين به ياد منم باشين. اگه نبودم بازم من فراموش نکنين. که من تو اون دنيا بيشتر از اين دنيا به مهربونيتون ، به محبتتون ، به لطفتون نياز دارم.

تا حالا کم شده بود که موقع وبلاگ نوشتن گريم بگيره. يادمه يه بار از خوشحالی گريه کردم و براتون نوشتم. و امروز از غم نديدن شما دارم اشک ميريزم.

من خيلی اميد داشتم. خيلی...

فکرشم نميکردم که نديده از اين دنيا برم. ولی الآن يه چيزی تو دلم. تو قلبم بهم ميگه:‌سوده مگه تو چه فرقی داری با آدمهای ديگهای که اومدن و رفتن و امام زمانشون نديدين؟

خوب معلومه که هيچ فرقی ندارم. پس هيچ حقی هم ندارم فکر کنم شما رو ميبينم. همونطور که پدر بزرگ نازنينم شما رو نديد و رفت.

همونطور که...

پس منم آره.

اللهم عجل لوليک الفرج

 

 

۱۳۸۳/۳/٩
  ... نظرات() 

و هيچ نفهميدم چه شد که ....

سلام امام زمانم

خوبين؟

از دست خودم عصبانيم.

نا اميد شدم ديگه.

قبلا شما يه گوشه چشمی به ما داشتين. ولی تازگيها هيچی هيچی

هر روز که ميگذره وضعم بدتر ميشه.

خودم خسته شدم ولی گير کردم. نميتونم از زيرش در برم . بلد نيستم.

شما هم که کمکم نميکنين. البته حق دارين. چون تقصير خودمه.

اين منم که آدم بشو نيستم.

اين منم که هر چی ميکشم از دست خودم ميکشم. اين منم که ...

ولی امام زمان هر کی بياد پيش شما کمک بخواد ولش نميکنين. من اين مطمئنم.

پس منم ول نکنين. من به خودم واگذار نکنين.

جلوم بگيرين. جدا دارم ميگما.

اللهم عجل لوليک الفرج