لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸۳/٧/٩
  ... نظرات() 
سلام امام زمانم
آخه چی بگم ؟
شما که خودتون شاهد بودين. تو اون لحظه ها چند بار ازتون کمک خواستم!
من اومده بودم برای جشن ولادت شما کاری که از دستم بر ميومد انجام بدم.
پشيمون نيستم نه
ولی
ولی اي کاش بهتر از اينها باهام تا ميکردين
حسابی امتحانم کردينها
حسابی حالم گرفتين
اولش خيلی کفرم در اومد ولی کم کم وقتی به نيتم رجوع کردم آروم شدم.
خلاصه که امتحان سختی بود. حالا اومدم جايزم بگيرم.
نکنه رد شدم؟
نه نه... من با صبر و استقامت جلوی اون همه مشکل ايستادم.
تظاهرات. تراشکاری. سر و کله زدن با مکانيکها و ...
ولی اين آخريه بد جوری دلم سوزوند. احساس کردم من تو جشنتون راه ندادين. همه چيز مهيا بود که من برم جشن. اما ...... اون وقايع ديروز......
همش گذشت. به خير گذشت.
ميدونم نيتم مشکل دار بود.برام درس عبرت شد که هر کاری خواستم بکنم نيتم يادم نره.
حالا جايزه من....
امام زمان ... خدا..... ائمه..... آخه من ديگه کيُ صدا کنم؟
مشکل من حل کنين.. نزارين کار به جاهای باريک بکشه..
هر چی بلا سرم اومد بسه.. ميخوام تموم شه.. ميخوام....
حيف که تينجا نميتونم جار بزنم.
اول و آخرش اينکه : کمک ميخوام ازتون .

اللهم عجل لوليک الفرج

۱۳۸۳/٧/۱
  ... نظرات() 

سلام امام زمانم

خيلی دوست دارم بدونم اين روزها چه حال و هوايی دارين؟

ما مشتاق ظهور هستيم و شما مشتاقتر

ما دست به دعا برداشتيم و شما لحظه ای دست از دعا برنداشتيد

ما اللهم عجل لوليک الفرج گوييم و شما اللهم عجل لظهوری

ما منتظريم و شما منتظر

همه اينها درست و خوب

ولی

ولی تا کی؟

بچه که بودم خوشحال بودم ميگفتم حالا تا من بزرگ بشم وقت هست. الآن ميبينم که عمر چه زود ميگذره ...

جوونيمونم داره تموم ميشه ولی خبری نيست.

ميترسم پير بشم و بازم خبری از ديدار نباشه.

چه کار ميشه کرد؟ ما که جز دعا کاری از دستمون بر نمياد.

پس يکبار ديگه دست به سوی خدا بلند ميکنم و ميگويم:

اللهم عجل لوليک الفرج