لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸٦/۳/٢٤
فهميدم ؛سعادت می خواهد ... نظرات() 

تمام مشکلاتی که در این مدت داشتم را می خواهم سپری کنم؛؛........

وبگویم اگر این مدت از یارم دور بودم و چیزی ننوشتم؛؛؛؛

 به خاطر مشکلات بود نه به خاطر کم سعادتی ؛؛؛

نه به خاطر دستان پر گناهم ؛که شرم از نوشتن دارد؛

نه به خاطر چشمان پر ز برق ؛آره برق آتش گناه ؛گناهانی که خواسته نا خواسته و از خدا خواسته برای همه ما پیش می آید عادی تر از آب خوردن لذت می بریم؛؛؛

نه ؛؛

حدیثی خواندم ؛ در نظرات بود ؛

نمی دانم من که با خواندن این حدیث لرزه بر اندامم افتاده 

اگر حضرت ظهور کنند و بگویند و درد و دل کنند و از بی وفایی هایمان اندکی زبان بگشایند

من چه گونه خواهم بود ؛

مولا ؛در آغاز نه روی سلام داشتم ؛نه زبانی برای سلام کردن

مولا ؛آقا سلام

نمی دانم ؛ زمانی که شما ما را ندیده این چنین نظر بر می آورید زمانی که بی وفایی ما را

دیدید ؛چه گفتید

زمانی  که دیدید با شما عهد می بندم و بعد از مدتی حتی شما را از یادم برده ام چه گفتید

....................

و جالب آنکه شما در هر لحظه به یاد ما هستید

 و از ناراحتی هایمان ناراحت و از شادیهامان شاد

و جالب آنکه شما همیشه بر ما نظر خیر و دعا گو دارید

پدر همه ما از شما متشکریم

...............................

«شيعيان ما به اندازه آب خوردن ، ما را نمي خواهند ،اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما

مي رسد» « امام زمان (عج)»