لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸۱/٩/٢٠
  ... نظرات() 
من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادی لازم است من تمام هستيم را در گردباد سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، کشتم.

من بهار عشق را ديدم ولی باور نکردم يک کلام درجزوه هايم هيچ ننوشتم من زمقصدهای مقصودهای پوچ افتاده ام تا اين که همه خوبيها رفتند و خوبی ماند در ياد من

به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت ، بهارم سوخت ، عشقم مرد ، يارم رفت