لحظه ای با امام زمان (عج)
۱۳۸٢/٢/۱٥
  ... نظرات() 
سلام امام زمانم
احوال شما؟؟؟
عیدتون مبارک باشه
انشاء الله که آخرین محرم و صفری بود که تنها بودیم. سال دیگه هممون میایم کربلا. حلقه میزنیم دورتون ..به به چه حالی میده.
دلم لک زده برای کربلا... هنوز اون گنبد طلایی جلو چشمامه..اون پرچم خوشگل قرمز
اون در چوبی گُنده
یادش به خیر اون سحر هایی که برای نماز صبح بلند میشدیم می اومدیم حرم امام حسین... ولی با
در بستهمواجه ميشديم.
ميگفتن صبر کنين تا اذان بگن بعد درها باز ميشن.. هنوز مزه اون شيرينی انتظارزير زبونمه..خوابالو خوابالو باید صبر میکردیم تا این نامردها درُ‌باز کنن.
بعد که باز میشد وای وای.... در يک چشم به هم زدن ميديدی که تو صف نماز جماعت وايسادی ُ‌داری الله اکبر ميگی.
بعد از نماز هم يه زيارت حسابی ميکردیم و هر چی ميخواستیم زير اون گنبد طلاييت ميگفتيم و با دلی پر از شعف با پای برهنه ميرفتيم به.........
کجا؟؟؟ کجا؟؟؟ اصلا اونجا جا نبود که
بهشتبود.
يه دنيای ديگه بود
يه دنيای رويايی که حتی توی خواب هم نميتونی اين همه زيبايی رو ببينی
يا ابو فاضل يا ابو فاضل
فرياد يا ابوفاضل بود که میتونست مانع از گم شدن افراد گروه بشه
آهان راستی ۲ تا پرچم سیاه کوچولو هم دستمون بود.
آره ميگفتم . پا برهنه بين الحرمينُ طی ميکرديم
من همش ميترسيدم چيزی بره تو پام.... اما نرفت!! برام عجيب بود.
ذوق زده شده بودم ..هر چی از اين گنبد دورتر ميشديم به اون يکی نزديکتر ميشديم..
اين يکی يه جور ديگه بود...
من که خيلی دوستش داشتم. ۴ تا مهتابيه سبز توی مقبره روشن بود.
با اينکه من تو صحرای کربلا نبودم.. اون زمانُ‌ درک نکرده بودم. اما انگار خيلی خوب حضرت ابوالفضل رو ميشناختم.. بعد فهميدم که انگار نه...
اين خاصيت اين بزرگواره که با همه يه حس نزديکی عجيبی داره
انگار کلی منُ‌ميشناسن... انگار من کلی وقت باهاشون بودم..
در حاليکه من مال اين قرن بودمُ‌ ايشون مال صحنه کربلا
نميدونم چی شد که يهو بی ربط اين همه از سفر کربلام نوشتم؟
اما تکرار اين خاطره ها هم برام يه سفر ديگه بود.
يادش به خير اون روزی که از حرم برميگشتيمُ‌ سر راه من يه بستنی قيفی خوردم... حالا بگين چرا بستنی تو ذهنم مونده؟؟
چون رنگش سبز بود.
خدا امام زمان امام حسين ابوالفضل عزيزم ..
ميخوام...من بازم کربلا ميخوام...چی کار کنم؟
دعا؟
باشه دعا ميکنم که هر چه زودتر تکليف عراق و ايران و آمريکا معلوم بشه.

چون ميدونم عشاق زيادن.. يکی دوتا نيستن! به اميد آن روز
اللهم عجل لوليک الفرج