سلام امام زمانم

ديروز چيزايی شنيدم که حسابی تکونم داد.

خبر از خيلی خيلی خيلی نزديک بودن ظهور شما بود.

بی اختيار اشکام سرازير شدند و مقدمه ای شد که بتونم حسابی باهاتون درد دل کنم.

چه لذتی داشت با تو سخن گفتن.

چه حالی کردم وقتی به گوشه آسمون خيره شدم و احساس کردم دارين نگاهم ميکنين .

اول از همه صداتون زدم. ازتون خواهش کردم برای ۵ دقيقه فقط و فقط حواستون به من باشه. به حرفهای من.

بعد احساس کردم روتون به طرفه من شد.

بعد حس کردم منتظر شنيدن حرفهام هستين.

منم شروع کردم. از غصه هام گفتم.

از مشکلات زندگيم گفتم.

همه رو با يه لبخند جواب دادين.

بهتون گفتم امام زمان شنيدم ظهورتون خيلی نزديکه.

بعد حس کردم که اشک گوشه چشمان امام زمانم جمع شد.

هم ناراحت شدم که چرا ناراحتشون کردم، هم خوشحال شدم که بالاخره اين انتظار طولانی که اول از همه برای خود امام سخت بوده، داره کم  کم تموم ميشه.

از امام زمان پرسيدم اگه شما فردا صبح يا همين جمعه ظهور کردين، من بايد چکار کنم؟ کجا برم؟

چطوری خودم رو سريع برسونم به مکه؟

اگه ميتونستم مکه برم که تا حالا رفته بودم.

از امام زمان پرسيدم اگه شما ظهور کنين زندگيه ما چی ميشه؟

همه برنامه ها به هم ميخوره. ما داريم ميريم سفر. ميخوايم درس بخونيم.

بعد احساس کردم که امام زمان ميگن: اينکه تا الآن کار رفتنتون جور نشده ماله اينه که من ميخوام ظهور کنم.صبر داشته باشين.

گفتم: چشم.

گفتم امام زمان من از يه نفر دلخوری دارم، ميخوام برم همه چيز براش بگم. ميدونم که از دستم ناراحت ميشه.

گفتن: خوب اگه ميدونی ناراحت ميشه نگو.

گفتم آخه ۴ سال ريختم تو خودم، جيک نزدم، ولی ديگه نميتونم تحمل کنم.

گفتن: يه خورده ديگه تحمل کن، من دارم ميام خودم همه چيزُ  برات درست ميکنم.

يه چيز ديگه هم بهشون گفتم. گفتم :

امام زمان شما به من نا محرم هستين. الآن که در غيبت هستين من خيلی راحت ميگم دوستون دارم. خيلی راحت ميگم قربون اون چشمهای خوشگلتون، ولی پس فردا که ظهور کردين که نميتونم رو در رو بهتون اين حرفها رو بزنم،‌

پس از الآن ميگم خيلی خيلی دوستون دارم،‌چون تموم زندگيمُ از شما دارم. سلامتيم رو از شما دارم. روزيمُ از شما دارم. دستتون درد نکنه.چقدر شما مهربونين.

خدا کنه که هر چه زودتر ببينمتون.

اللهم عجـــــــــــــــــــــــل لوليک الفرج

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
بهمن

سلام خوِش به حالتون كه اين حال به شما دست داده كه با آقا حرف بزنيد فقط ميتونم بگم خوش به حالتون مارا فراموش نكنييد ودراين موقعيتهابه ما هم دعاكنيد چون من اينقدر گناه دارم كه حتي روم نميشه كه روكاغذ هم با آقاصحبت كنم الـــــتماس دعـــــــادارم

.

یعنی چی؟ منظورت از این حــرفا چی بود ؟؟

عمه خانوم

ما هم امام زمان رو دوست داريم پس بيا همگي برا ظهوره هر چه زودترش اين روزا دعا كنيم ............دستت درد نكنه ديگه !!!!!!!!!!!!! حالا من تورو يادم بره ............مگه ميشهههههههههههههه..

سيد محسن شوريده

سلام ........ بغض امانم نميدهد ...........تمام وجودم را حسي عجيب فرا گرفته !! اين خبر هم شادم كرده و هم ميترسم .. شاد چون كه انتقام پهلوي شكسته مادرم را از عدو خواهند گرفت و ميترسم چون ميدانم با اين روي سياهم آقا منو نميپذيرند ................. برام دعا كنيد ....... بابت وبلاگ هم شرمنده هستم در اولين فرصت درستش ميكنم

عقيق

سلام سوده جون،اين خبر را چند سال پيش تو خواب به من دادن .ساقيا آمدن يار مبارک بادا.از اون موقع دلم از أرزوهای طول دراز خالی شده.گاهی وقتی بااقا با سرورم حرف ميزنم تمام بدنم شروع به لرزيدن ميکنه اون موقع هست که مطمئن هستم دارن به حرفام گوش ميدن وحتی حضورشون حس می کنم.از اينکه در مورد أقای علامه برام نوشته بودی ممنون.خوش به سعادت ٬ژ من تصور کردم از جناب علامه حسن زاده صحبت ميکنی.البته همه آنها در يک راستا در حرکت هستند وشمع وجودشان دل های عاشقان را هدايت گر است.در پناه يار غايب از نظر سلامت و پايدار باشی...راستی نگران چيزی نباش آنچه صلاح توست خواهد شد.

بهرامی

سلام سوده جان! من می خواستم خيلی چيزا بگم ولی نمی تونم ... فقط اين روزها حال عجيبی دارم... التماس دعا...

روح سرگردان

سلام! شما امروز يا فردا همايش ميای؟ همه جمعند.... برای اونایی که خبر ندارند:خبرش تو mouood.com بخونيد.

سعید رضائی

باسلام من هم چند وقتی حالم خوب نبود قرصهامو خوردم خوب شدم .

roohallah mostafayi

نميدومتو اين ماجرا چقدر مقصرم اما خودت ميدونی به جز شما دلم به هيچ چيز خو ش نمی شه

c

● سلام! سايت زوزه از امروز رسما شروع به کار کرد. مشتاق ديداريم!