امام زمان چطورين؟ حالتون خوبه. آقا اين روزها همه جشن می گيرن. ميدونين چرا؟ همه می خوان يه جوری دل شکسته حضرت زهرا و علی رو شاد کنن. بعد از اون همه مصيبت که بعد از شهادت پيامبر کشيدن. امام زمان من هم تنها به اميد اينکه يه لبخند رو لبهای آسمانی شما گذاشته باشم شادی می کنم. بشکن می زنم. آواز می خونم. بالا پایین می پرم. خدا يا هر چی دشمن امام زمانه که هدایت نمی شه ايشاالله نابود بشه. خدايا اوناييکه هزاران سال پيش کاری کردن که هنوز اشک تو چشمای امام زمان ما حلقه می زنه رو لعنت کن. خدا چرا ما باید تقاص این آدمای بدرو پس بدیم؟ خدا تو امام زمان رو بفرست من قول می دم ازش مواظبت کنم. خدا خدا ...
امام زمان کی میای؟
سوده ش۲

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد محسن

سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛ سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛ سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛ سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛ سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛ مولایم دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي‌خوانند، ظهورت را از خدا مي‌طلبند، نه حضورت را، ..... - یا حق

علي يزداني

سلام بزرگوا ٬ درwww.mouood.org شعری از من درج شده است که در کشور اکراين برای اقا سروده ام بنام ( هر گلی بوی آقا را ميدهد) ...لطفاٌ مطالعه فرمائيد...التماس دعای خير

دربدر حسين(ع)

سلام بر عشق خدا مهدی جان(عج) و سلام بر شما....ايام به کام! سالروز امامت آقا امام زمان( روحی له الفداه) را به شما تبريک عرض ميکنم.خداوند زيارت مولانا صاحب الزمان(عج) را به شما و من حقير عطا کند و من الله توفيق الشهاده(انشاالله) يا حسين(ع)

مَهدي

آقا جون سلام - همه هست آرزويم كه ببينم از تو روئي - چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزوئي - به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم- همه جا به هر زباني بود از تو گفتگوئي - مي بيني آقا هر روز صبح سر زدن به وبلاگي كه متعلق به شماست شده جزو اولين كارهام. يا ابن الحسن خودت شاهد باش آقا جون كه الان كه دارم مي نويسم اشك چشمهامو گرفته. بخدا دلم خيلي گرفته ، ديگه طاقتم داره طاق ميشه . پس كي مي آيي ؟ التماس دعا

مَهدي

سلام لطفاً به ايميلتان در yahoo هم سري بزنيد. من را هم دعا كنيد. مَهدي

کربلائی مهدی

بنام حضرت دوست .سلام نعلت خداوند به دشمنان علی از اول تايو م الدين.التماس دعا

hamed

ياحق سلام . سوده جان خيلي سبز آبي نوشتي .مطمئنم اقا وقتي اين نوشته رو خوند لبخند زدو بهت سلام كرد . براي من هم دعا كن !

قصه شوق

جمعه(۱) آنها، نه دل ها كه گل هاي بي نجابت اند كه تو را انتظار نمي كشند و آنها نه سرها، كه سنگ هاي بي صلابتند، اگر از شميم فرج، چون گل نشكفند. مادران ما را به روزگار غيبت بر زمين نهاده اند و در كام ما حلاوت ظهور ريخته اند. پدران، هر صبح آدينه، دستان دعاي ما را ميان انگشتان اجابت خود مي گرفتند و در كوچه باغ هاي نيايش به ندبه مي بردند. آموزگاران، نخست حرفي كه در گوش ما مي خواندند، دلواژه هاي مهر با خورشيد سپهر بود.

قصه شوق

جمعه(۲) از ياد مي برم آن روز را كه با پدر گفتم: كدامين كوه ميان ما و او غروب افكند؟ گفت: فرزندم! دانستم كه بالغ شده اي؛ كه نابالغان از او هيچ نپرسند و به او هرگز نينديشند. گفتم: در كنار كدامين بركه بنشينم تا مگر ماه رخسارش در او بتابد؟ گفت: فرزندم! دانستم كه از من ميراث داري؛ كه پدران تو همه بركه نشين، بودند. گفتم: پدر جان! چرا عصر آدينه ها پرواي ما نداري؟ گفت: فرزندم! پروانه ها همه چنين اند. گفتم: مادر مرا چه روزي زاد؟ گفت: جمعه. گفتم: و شما؟ گفت: جمعه. گفتم: برادران و خواهرانم؟ گفت: جمعه. گفتم: چگونه است كه ما همه جمعه گانيم؟ گفت: در روزگار نامرادي، هر روز جمعه است و جمعه ها صبح و ظهر و شام ندارند، همه عصرند. با گوشه جامه سبز دعا، اشك از چشم هاي خود دزديد و...

قصه شوق

جمعه(۳) با گوشه جامه سبز دعا، اشك از چشم هاي خود دزديد و گفت: فرزندم! امروز چه روزي است؟ گفتم: جمعه. گفت: تا جمعه موعود، چند آدينه راه است؟ گفتم: يك يا حسين ديگر. گفت: حسين را تو مي شناسي؟ گفتم: همان نيست كه صبح هاي جمعه، پرده خوان ندبه خون است؟ گفت: و عصرهاي جمعه، كبوتران فرج را يك يك بر بام انتقام مي نشاند. بس جــمعه كـه در هــجر تـو افـسرد بس خـــنده آئــــينه كــه پــــژمرد پروانه چه بسيار كه در پاي تو اي شمع خـنديد و ندانست كـه اقبال سحر مرد