سلام امام زمان

خيلی وقته که باهاتون حرفی نزدم.امروز ديگه حسابی دلم تنگ شده بود.

نمی دونم چی بگم؟ شما که بر حال و روز من واقفين.

اما نه...اين مهمه که من خودم بيام با زبون خودم براتون بگم.

بگم که يه زمانی بود، که هر لحظه فکر ميکردم الآن مياين..الآن ظهور ميکنين.

اما...

هيچی نشد.نيومدين.نديدمتون.حتی جوابی هم بهم ندادين.

اون روزا حس خوبی داشتم. حس شيرين انتظار.

اميد به آينده نزديکی داشتم برای ديدنتون.

اما الآن نه...

ميدونم که دارم چرت و پرت ميگم.ميدونم که ديگه دوسم ندارين.ميدونم که ديگه حواستون به من نيست. ميدونم

اما ميخوام برگردم. دلم برای اون لحظه های با تو بودن تنگ شده. دلم برای اون اشکها تنگ شده.

دلم برای حرف زدن باهاتون تنگ شده.

همه گفتن : چرا ديگه نمينويسی؟ چی شده؟

من جوابی نداشتم براشون ...چون کار دل بود. دلم توش هيچی نبود که بنويسم.

تو دلم خاليه خالی بود. نه اميدی نه حسی نه ..

امام زمان خوب ميدونين که اين ۲ هفته من تنهام. خيلی تنها.

حتی دلم برای خودم سوخت. برای تنهاييم اشک ريختم. ولی بازم فايده نداشت.

حس کردم شما اونقدر سرتون شلوغه که حتی ۱ ساعت هم وقت نکردين سراغ من بياين. اگه اومده بودين من حتما ميفهميدم.

امام زمان،‌ من نيومدم در خونتون. شما چرا؟

مگه اکرام از بزرگان نيست؟

کی از شما بزرگتر؟

چرا حال من نپرسيدين؟ چرا بهم نگفتين:‌ سوده تنهايی مواظب خودت باش.

شايد هر کی اينها رو بخونه بگه من چقدر بی ادبم که دارم از امام زمان گله ميکنم. ولی اين گله نيست.... اين يه جور عشق بازيه... شما از کسی که خيلی دوستش دارين توقع بيشتری دارين، مگه نه؟

اينم همونه.

دوست دارم امشب بياين پيشم،تنهام

اللهم عجل لوليک الفرج

 

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

پدر عزيز...تا کی نام بزرگت را در دل کوچکمان نگهداريم تا شايد روزی آن را فرياد زنيم و به شادی در ظهورت بنشينيم....دل منم گرفته خيلی...چقدر غفلت...خسته شدم از اين بی وفايی خودم نسبت به آقا...چقدر دور شديم و دور شديم اما نفهميديم و در مرداب بی وفايی غرق شديم....اللهم عجل لوليک الفرج...

afshin

وبلاگ خیلی جالبی داری. سری به وبلاگ من بزن ضرر نمی کنی

ناشر

بنام شاهد شهادت شهيدان // سلام و خدا قوت // يا صاحب الزمان: امان ز لحظه غفلت كه شاهدم هستي // سوده : در زبان عشق بازي هم نبايد از حق دور شد ... همينكه به قول خودت بعد از چند روز دوباره داري براي مولا مينويسي نشانه توجه و عنايت آقا و مولامون به شماست وگرنه توفيق ياد ايشون و نوشتن بياد ايشون رو همينطوري به كسي نميدن - مطمئن باش // دعاگوي شما - ناشر - مشهدالرضا - عليه السلام

عرشيان

سلام......کی ببينم چهره زيبای دوست......کی ببويم لعل شکر خای دوست.....کی در آويزم به زلف يار......کی نهم يک لحظه سر بر پای دوست....... يا علی التماس دعا.

عرشيان

با سلام.......ای شهيد ای آنکه بر کرانه ازلی تکيه زده ای.......در صورت تمايل به وبلاگ ما تشريف آورده و به سوال مطرح شده پاسخ دهيد......يا علی التماس دعا.

samira

ajab kharai too mamlekat peida mishan ,shenide boodam ye edde rawani hastan bawaram nemishod,,baba ´aghaye khamenei dare harrooz ba agha emame zaman taryak mikeshan shoma zade besaretooon chio shab biya pisham rooz boro!!!´´

mahz-e-yar

توقيع امام به شيخ مفيد: انا غير مهملين لمراعاتکم و لا ناسين ذکرکم. همانا ما قطعا در مراعات حال شما اهمال نميکنيم و هيچگاه ياد شما را فراموش نميکنيم.... اين ما هستيم که او را فراموش کرده ايم و در مراعات حال امام زمانمان کوتاهی مينماييم.

محمد

منم امشب دلم گرفته. خیلی بیشتر از شبهای قبل. یه شب یادمه خیلی وقت پیشء حدود 2 سال پیش که خیلی سوال داشتم. اون موقع فلسفه می خوندم و عشقم کتابهای دکتر سروش بود. لحظات سختی برام بود چون همش بین شک و یقین غوطه ور بودم. یادت می یاد حاجی یه شب گریه کردم گفتم که نوکرتم آخه حضرت ابراهیمم گفت که خدایا یه نشونه ای بهم نشون بده تا دلم قرص بشه. منم به خدا گیر کردم به خدا نمی دونم چون هر چی بیشتر فلسفه می خونم در همون چیزی که میخواستم درمانش کنم بیشتر گم می شدم. یادت می یاد که اون شب جوابمو دادی. یادت می یاد. یادت می یاد اون شب من یه کتابی دستم بود. شاید کتاب علم چیست فلسفه چیست دکتر سروش. یادت می یاد چه اتفاقی افتاد برام دو روز بعد از اون شب که زار زدم ازت کمک خواستم. حاجی الانم مشکل دارم ولی الان مثل اون وقتا جوابمو نمی دی. من دلم گرفته حاجی. شما رو به جان عمه تون زینب جوابمو بدین. من گیر کردم. حتی گاهی زندگی برام علی السویه می شه..