سلام همراه با عذر خواهی

سلام امام زمانم.

من حسابی شرمندم.

نميدونم چی بگم؟ چطوری از خودم دفاع کنم؟

واقعا هيچی ندارم بگم جز اينکه شرمندم.

امام زمان من ببخشين.

نميتونم چيزی بگم.

خدانگهدار

اللهم عجل لوليک الفرج

/ 9 نظر / 11 بازدید
meisam

با سلام . دوست خوبم وبلاگ بسيار جالبي داريد . لينك شما رو در وبلاگ خودم قرار دادم . يا علي

حاج حمید

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما دوست بزرگوار و گرامی. توفیق شد تا ایامی را در جوار حرم ارباب در کربلای معلی باشم بیاد آن ایام آسمانی چند سطری بعنوان خاطرات سفرم به کربلا به رشته تحرير درآوردم. خوشحال ميشم سری بزنيد و با حضور گرم و مهربونتون روشنی بخش کلبه ما باشيد.يا علی مدد. خدا نگهدار و التماس دعا

mosafer

سلام بر يوسف!و به اميد ظهورش!به مسافر هم سر بزنيد تازه از سفر برگشته!منتظرتونه!خدانگهدار.

آيلين

دوست عزيز شرمندگی از چيست؟مگر ما منتظر ايشان نيستيم؟منتظر واقعی که هيچ وقت شرمنده نميشه البته ميدونم ما خيلی کوتاهی کرديم ولی بيا و از امروز فردای خود را رقم بزنيم اميدوارم روزی برسه که ما بتوانيم با دستی پر و قلبهای عاشق در کنار ايشون باشيم به اميد ظهور

مهدی

سلام امیدوارم موفق باشی

یه نفر

خسته نباشی چه خوب بود يه چند تا لينک هم به سايتای ديگه مثل موعود و .. داشتی اگه روی وظيفه ما هم صحبت ميکردی قشنگتر ميشد. نبايد تنها نگران غيبت باشيم بلکه بايد مواظب ظهور هم باشيم.

حمید رضا

يک بيت گفتم شبی به مهدی غايب چرا زمايی گفتا ...

فرجام

... و به نستعين . تنها چيزی که می تونم بنويسم ، اینه که با یه شور و شوقی از کربلا برگشتم ، اومدم ببینم تو این صفحه زرشکی خوشگله چی جدید نوشته شده ؟ منم از کربلا بنویسم ، کل ّ حالم گرفته شد .

فرجام

<<... دلم نیومد ننویسم >> : سلام ... اينجا ، کربلاست ... قاضریّه ... نينوا . هر کجای اين خاک که قدم می گذاری ، احساس می کنی که بر عرش با نهاده ای . اينجا ، بهشت است . بهشت موعود خداوندی ، همين جاست ... در همين خيابان ... لابلای همين نخلها .... روی همين خاکها .... بين اين دو حرم ... بين الحرمين . ( ... ديگه نمی تونم بنويسم . قلبم سنگينی می کنه .يه بغضی می خواد گلومو باره کنه.دوباره برگشتم تو همون جهنّم آباد ... )حقيقت اين است که نه مخيّله را يارای انديشيدن است و نه کلک و خامه را طاقت صبر و شکيبائی .اين مجمل نيز ، آن مجال را نمی گنجد .فقط می توان گفت :< آتـش فراق را با آب وصــل ، خاموش کردند .>فقط می تونم بگم : ديوانه کنی ، هر دو جهانش بخشی //ديوانه تو ، هر دو جهان را چه کنــد ؟//... به اميد ظهور و شوق حضور ...